و من از او دور می شوم، در حالی که به اعترافاتش فکر می کنم. اینکه چه طور گادفری ترسیده از مرگ را فریفت تا او را به نفرین نامیرای خون آشامی زنجیر کند. 

و من نیز گادفری را فریفته بودم. با این نوید که اگر با من یکی شود، سرورش مالخازار را برخواهد گرداند. که از نور گابریل می نوشد، بی آنکه اسیرش شود. که ترس هایش برده اش خواهند شد. 

و حقیقت تلخ این است که این ها فریب نبوده اند. مالخازار به او برگشته و گادفری به زودی در مراسم اعتراف از نور گابریل خواهد نوشید. و در مراسم، ترس از او بالا می رود، اما بعد سقوط می کند و در برابرش به زانو درمی آید.

اما در پایان تمام این ها، تیغه ای سیاه اما درخشنده به سویش خواهد آمد. ماسگراویت. همان که می تواند خون گرمش را بر زمین ریزد.

--

متن کامل