گادفری که حالا درون الهامات داستانی فرو رفته، با نگاهی به دوردست:

"تئودور جان، آن مربای گیلاس نبود. ترکیب به و گل بود.

و تو فکر نمی کنی چیزی تاریک در رابطه با مربا هست؟ در آن شیرینی و چسبناکی اش که بر چانه ام سرازیر شد و هنوز مانده.

در آن شیشه ی سنگینش که وقتی می خواهی در یخچال بگذاری اش، تهدید به افتادن و شکستن می کند. 

در آن دربش که به تو تلقین می کند نمی داند او را بسته ای یا نه.

در آن مکانش در طبقه ی بالای یخچال که می گوید شیشه را به اندازه ی کافی عقب نگذاشته ای و ممکن است بیفتد و بشکند.

شیشه مربا چیست؟

آیا لرد سابیس نیست؟

خدای اعظم نوکترنال کتدرال که حیات دنیا به او وابسته است.

او از شیرینی خود به مخلوقاتش حیات می بخشد، اما نه بدون دلهره. 

هر گاه او در معرض درد و نابودیست، دنیایش و مخلوقاتش هم به سمت ویرانی می روند."