شاید جنون
لب های لورنس به لرزه می افتند.
"من نمی دانم اگر در آن صف های سیرک وار بایستم و نیش های ملعونم را در رگ آن قربانیان از خود بی خود شده فرو کنم، رستگار می شوم یا نه. اما اگر عقیده ی قلبی لرد سابیس این باشد که می شوم، قبولش می کنم."
داغ شدن گونه هایم را حس می کنم. با لحنی تند می گویم:
"مگر هر چه لرد سابیس بگوید و انجام دهد، درست است؟ او خالقی که آن انگل های رقت انگیز شوم را ساخت و با این کارش جهنمی در نوکترنال کتدرال به پا کرد و برای خاموش کردن آتشش به جای آب روغن رویش ریخت؟"
--
متن کامل این بخش: لینک در پروفایل