نگاهش می کنم. زیباست و تهدیدآمیز. هرچند سرگردان و وحشت زده. آشفته و بی قرار به این سوی و آن سوی می رود، به دنبال گریزی از زندانی که ناخواسته در آن به دام افتاده. نسیم را حس خواهم کرد، تنها اگر او رهایی یابد. و من می خواهم او آزاد شود، با یافتن حفره ای یا مرگ (گادفری، درباره ی زنبوری که بین شیشه و توری پنجره گیر افتاده).