فرشته ی دوم
حال خوبم مدت زیادی طول نمی کشد. وقتی لرد سابیس شروع می کند به حرف زدن، انگار نور شمع ها برایم کمتر می شود و فضای اطرافم مه آلود و مبهم. صدای او، آن نرمی بیمارگونه اش از گوش هایم در مغزم می رود و از آنجا به قلبم و روحم و من می لرزم.
تصویر آن کرم های انگلی که بر کف دستانش می خزند. اوراد آوازگونه ی او که آن ها را سر شوق می آورد. کرم هایی که گرسنه اند. آن ها عقل را می جوند و جنون می آورند.
--
متن کامل این بخش و بخش های قبلی: لینک در پروفایل